من واقعا آدم سست عنصری نیستم ولی روز سوم مطالعه مریض شدم:)))) فک کنم به مشتق حساسیت دارم.

---

لارا اینجوری بود که وای بگردم بچم ۱۴ ساعت تو مدرسه چی میکشه:((

مینوایل من تو مدرسه: کلیک

---

Todo de me الکسو تو مسیر عن مشهد گوش دادم و با اینکه عاشقشم هربار گریه هایی که باهاش کردم یادم میاد

--

من الان دارم گریه اینو میکنم که تا بخوام جمع کنم برم کنسرت سونتین، احتمالا دیسبند شدن دیگه فعالیت گروهی نمیکنن:)))
تازه اگه با این وضع دلار و ثانیه ای سولد اوت شدن بلیطا، بشه مقدمات خروج از کشور و هتل و پول بلیط کنسرت و خرت و پرتاشو فراهم کرد
پلن B م اگه روش قانونی جواب نده اینه که بدم دعانویس طلسم عشق بنویسه بین من و هوشی، که خودش بیاد دنبالم پیدام کنه ببرتم کنسرت💙✨

---

اینو به سلین کامنت دادم ولی حیف بود دوباره نگم:

 

به خاطر ماه رمضون زنگای پایه‌ها یکم فرق میکنه درحد پنج دقیقه، امروز ساعت دوازده و بیست زنگشون خورد کپه شده بودن جلوی در سالن مطالعه‌ی ما که ته سالن نمازخونست.

جیغ میزدن که ما میخوایم بریم نماز بخونیم یعنی چی که اینا هنوز درس دارن چقدر درس میخونن💀

بعد حیدری رفت بیرون بهشون بگه خفه شن، اینجوری بودن که وا خب نمازمون چی💀

من بیشتر داشتم پاره میشدم که انقدر به کانکشنشون با خدا اهمیت میدن😭😂

ولی واقعا صحنه‌ی عجیبی بود حس میکنم نمیتونه واقعی باشه-

---

با پاسخنامه‌ی کلیدی کتاب تست ریاضی برای خودم heart shape sunglasses درست کردم و واقعا خیلی خوب شده کمک:)))

---

دستمال عینکمو دزدیدن بچه‌ها.