
It's me, hi, I'm the problem, it's meAt tea time, everybody agreesI'll stare directly at the sun but never in the mirrorIt must be exhausting, always rooting for the anti-hero
They/Them/Him , call me Yuri please .
- ۰۴ مهر ۹۸ ، ۱۰:۲۱

It's me, hi, I'm the problem, it's meAt tea time, everybody agreesI'll stare directly at the sun but never in the mirrorIt must be exhausting, always rooting for the anti-hero
They/Them/Him , call me Yuri please .
If you think for one second that the Capitol will ever treat us fairly, you are lying to yourselves. Because we know who they are and what they do. This Is what they do, and we must fight back!
I have a message for president snow: you can torture us, bomb us, burn our districts to the ground, but do you see that? Fire is catching. And if we burn, you burn with us!
(The Hunger Games major spoilers for the video)
+کاش من بودم به جای رها. من نمیخواستم زندگی کنم. چرا من اینجام و اون نه؟ چرا نمیشد من برم و کسی که انقدر شیفتهی زندگیه بمونه؟
don't cry seb, mark was just your tammy anyway.
+دارم از این servivor's guilt میمیرم. م ی م ی ر م.
++چنل تلگرام اگر وصل شدید و خواستید بیاید توی پیوندها هست. ~

1. این آخرین فن آرت گی فرمول یکیِ سالمی بود که داشتم. :)) یه چندتا سونهون و hollanov براتون بذارم دیگه تموم. یا باید ریسک آرت بوس (و دست دوستی و اینای) گی اینجا گذاشتن رو بپذیرم یا برم سر آرشیو ادیتهای گیام. منتهی خیلیهاشون نیاز به توضیحات دارن وگرنه اونقدر که باید عاقبتش هیت نمیکنه :((
2. یکی از نقاط بولد امروز این بود که ایندکسهام رسیدن و میخواهم بروم یکی از کتابایی که کنار گذاشتم با ایندکس خوشگلش کنم موقع خوندن رو شروع کنم منتهی نمیدونم کدومو بخونم TT شما اگه جای من بودین اول یاغی شنها میخوندین یا one upon a broken heart یا چرخهی زاغها؟
3. هممون شمع بذاریم ایراد کتاب فردا بستهمو بیاره *شرک رقصان*
4. داشتم پشت تلفن با پاییز حرف میزدم، گربهش رو آورد بهم سلام کنه. TTTTTTT
5. باور کنید خیلی دارم تلاش میکنم محتوای اینجا از پستای شماره دار در بیاد ولی یک جوری برای نوشتن فلجم که حتی نمیتونید تصور کنید. ششصد کلمه از داستانم نوشتم انگار کوه کندم. :)))
6. امتحان امروز رو که ما هرجوری شد نوشتیم ولی شهاب جان بنده بسیاری از موجودات چهارپا هستم اگه ترم بعد با شما بردارم ❤️ عر عر کنم اگه دوباره سیمای درخشان حضرت عالی رو ببینم ❤️
7. در ادامهی مورد یک تامبلر میخوام. میدونید ممکنه چه آثار هنریای از کاپلهای مورد علاقم کشیده شده باشه و من ندیده باشم؟؟؟
8. داشتم برای پاییز یه درامایی رو تعریف میکردم وسطش صحبت کشید به اینکه گفتم لو کی دلم برای اکسم تنگ شده، بعد اینجوری بود که بهت اجازه میدم برو بهش پیام بده به زندگیت هیجان اضافه کن. =)))) بعد که قطع کردم یکم خیلی جدی بهش فکر کردم و این مکالمه رخ داد و یادم اومد به هیجانش نمیارزه ::)) ولی شما انتظارش رو داشته باشید یهو بیام اینجا بنویسم. دیلی پرایوتم رو از دست دادم و نصف شب منم و یک پلی لیست hurt no comfort.
9. آدرس اینجا رو برای یکی دیگه از دوستام نیکت (عزیزم اگه اینو میخونی دست تکون بده همگی بهش سلام کنید💗) فرستادم و بعدش داشتم توضیح میدادم کانسپت وبلاگ نویسی رو و یک مقدار دلم برای سه چهار سال پیش که هممون در اوج وبلاگ نویسیمون بودیم تنگ :(
10. خیلی رندوم، گشنمه TT

1. فن آرت های قابل پخشم دارن تموم میشن دیگه بعدش براتون ادیت میذارم اول پستا. :))) یه عالمه عکس از همسرانم دارم ولی از اونجایی که گفته بودم قراره گی بذارم دیگه نمیشه :دی
2. فردا امتحان روش تحقیق دارم، با استادی که کل کلاسش داشتم لقمان رو دید میزدم یا سازمان میخوندم =)))
3. توضیحات اضافه برای کسایی که تو چنلم نبودن: یه روز رندوم سر کلاس من متوجه شدم اون پسره که اون گوشه نشسته شبیه نسخه دیجیکالایی لندو نوریس میمونه (ایشون) بعد یکی از دوستام بهش گفت لقمان :)) بعد من گفتم که خب از حضورغیاب گذشته اسمش رو نمیتونم بفهمم بذارید ببینم کلاس بعدیم باهاش یکیه یا نه. رفتیم کلاس بعدی دیدیم لقمان هم هست، ولی حضورغیاب نکرد :)))) خلاصه بگم ما دو هفته دنبال اسم این گشتیم و تهش قبل اینکه بفهمم اسمش چیه فهمیدم ai دیفندره و کلا کنسل شد. TT xD
4. اگه براتون سواله اسمش علی بود =))))
5. آلسو اگر براتون سواله سطح آمادگی من برای این امتحان در چه حده، خیلی بالاست.
6. آپدیت از محتواهایی که دنبال میکردم: وسط فصل سه یانگ شلدونم و یه فصل مردم مشوش خوندم. درود بر طاقچه. الانم این پست رو بذارم برم جزوههام رو مرور کنم یه چیزی بارم باشه حداقل❤️
7. تلگرام و تیک تاک من رو پس بدیییید. بدون گیهام دارم خل میشم. انقدر به اسکرول کردن معتادم که امروز داشتم آپارات شورتز میدیدم. خدا هیچکس رو انقدر بیچاره نکنه.
8. خبرهای خوب که انگار دوباره میتونم بنویسم. منتهی دارم فیکای انگستم رو ادامه میدم که الان حال خودم بگاست بگایی بنویسم و وسط اسمات یهو آتش نزنم به جون بچههام :)))
9. شاید بعدا پشیمون بشم (قطعا میشم) ولی دلم برای دانشگاه تنگ شده. یه مدته نرفتیم از دراماها خبر نداریم با حنا غیبت کنیم *قلب شکسته*
10. در ادامه داستان لقمان، کرکترهای بسیار مهم دیگری هم توی دانشگاه هستن که اگر بخواید مثل مانیا تو یه پست جامع همشون رو توضیح میدم D: از همشون جالب تر آراد و علیرضا هستن که من یک قدم فراتر رفتم و ازشون فنفیک نوشتم و GUYS YOU HAVE NO IDEA توی یک ترم پی گورن ابسلوت سینما تحویل ما دادنا :))) حتی تا آخر ترم بریک آپ هم کردن عاقبت هم شدن. واقعا 10/10. محتوا عجب محتوایی.
I see you lying next to meWith words I thought I'd never speakAwake and unafraid, asleep or dead

وقتی یه سیاهچاله پیدا کردی و از سفینهت انقدری دور شدی که کسی صدای درخواست کمکت رو نشنوه، وقتی گرانش تورو سمت تاریکی بی پایانی میبره که حتی نور هم ازش رد نمیشه، قبل از اینکه به آخرین بارهات فکر کنی و به یاد بیاری هیچوقت به مامان نگفتی متاسفی، به من فکر کن. به شاخههای نوری که جایی ته اون تاریکی پنهان شدن فکر کن و از خودت بپرس تاریکی نور رو میبلعه یا نه.
چون شاید وقتی داخلش کشیده بشی، یه جای دیگه برای باز کردن چشمهات داشته باشی. جایی بهتر از اون سمت سیاهچاله، انقدر بهتر که یادت نیاد چرا مامان ناراحت بود و چرا از زمین فرار کردی و چرا آرزو میکردی بمیری که دیگه مجبور نشی با این دلیلها زندگی کنی. فکر کردن بهش باعث میشه نفس عمیق بکشی، خوبه. برای رسیدن به اونجا همهی اکسیژن باقی موندهت رو نیاز داری.
بهم قول میدی وقتی توی جای جدید چشمهات رو باز کردی، هنوزم آدم خوبی باشی؟ میدونم اون پروانههای لعنت شده بالهاشون رو از دست دادن و پرواز کردنشون شبیه یه رویای محال به نظر میرسه، ولی بهم قول بده تورو تبدیل به کسی که ازش متنفر بودی نکرده باشن. بهم قول بده بهایی که برای اونجای بهتر پرداخت کردی پروانههای توی قلبت نباشن. چون اگه اینطوره، ترجیح میدم پروانههای خودمو بهت بدم و من کسی باشم که بلعیده میشه.
قبل از فرو رفتن، گریه نکن. مامان میدونه منظوری نداشتی. دنیای جدید منتظرته. نفس عمیق بکش و بشمر.
سه، دو، یک.
روز دوم؛ گاهی وقتا حس میکنم یه بخشی از من داره توی یه جای دیگه زندگی میکنه.
+دوتا پست در یک روز oh we are so back

نمیدونم چرا انقدر نوشتن اینجور چیزا بهم خوش میگذره شاید آدم عجیبیام :)))
امسال برای تولدم مانیا بهم یه ژورنال خوشگل هدیه داد با طرح کتاب بینوایان (یکی از کتابای مورد علاقم btw) که ازش برای ژورنال نوشتنم استفاده کنم و من تصمیم گرفتم همه لیستهام رو اون تو بنویسم (اگر تا الان نمیدونستید من لیست نوشتن خیلی دوست دارم 🙏)
و همون اول کار دوتا لیست چیزهایی که دوست دارم و چیزهایی که دوست ندارم نوشتم که الان میخوام با شما دوستان عزیزم به اشتراک بگذارم که اگر اینهارو درمورد من نمیدونستید الان بدانید :>
عکس اول پست هم کار یکی از دوستام هیاست که خیلی خوب من رو توصیف میکنه TT xD
انیوی برویم برای لیستها.

1. بدون سیتکام حوصلهم خیلی سر میره بگید چی ببینم :>
2. آپدیت از بقیه چیزایی که دنبال میکردم: امروز همیلتون دیدم، یک فصل و نیم برکینیگ بد دیدم (قسمت 6 فصل 2 ام و حوصلهم سررر رفتهه چرا انقدر همه چی کند پیش میره دیوانه شدم)، فصل 3 یانگ شلدون رو شروع کردم، یک صفحه آنا کارنینا خوندم و دراپ کردم چون سرم درد میکرد و همه فیلمای Diary of a wimpy kid رو دیدم. اگه براتون سواله وقت از کجا میارم باید بگم هیچ کار دیگهای نمیکنم در طول روز + اسکیپ به مقدار فراوان D:
3. همیلتون!! این نیاز به پست اختصاصی خودش داشت حتی ولی جون نوشتن ندارم بعدا که اسپاتیفای داشتم و آهنگاشو هزاربار گوش کردم ازش مینویسم (قول انگشتی که دوباره بیان رو ول نمیکنم) و I LOVED IT HOLY MOTHER. حالا میفهمم چرا آرتی اینهمه وقت تلاش کرد من همیلتون ببینم. =))) از الان میتونم ادیتای همیلتونxهمیلتون (الگزندر و لوییس) رو تصور کنم تو سرم :)) یه عالمه از آهنگاشم رو ادیتا قبلا شنیده بودم مخصوصا اون wait for it که کلی ادیت لندو بعد قهرمانی دیده بودم ازش. خلاصه که به من تیک تاک بدهید یا اگر دوستان آهنگارو سیو دارن ارسال کنن *ایموجی قلب شکسته*
4. تو پست قبل درمورد نینی گفته بودم که قراره بیاد پیشمون ولی اون شب انقدر خسته بودم تعریفش نکردم. بچهها پنج بار kpop demon hunters دیدیم. پنج. بار. و نه که چیز جدیدی نداشته باشیم خودش میخواست ببینه پنج دفعه. =)) و همینجا هم تموم نمیشد هی میزد عقب یه صحنه رو هزار بار میدید. وسطش استپ میکرد *سوال* بپرسه و سوالاش مثلا این بود که این کیه وسط جمعیتY-Y منم نمیدونم از کجا ولی برای همشون جواب داشتم :)) کارمای خودمه که سرم اومده چون منم دقیقااا همین مدلی بودم. ولی کل اتاقم بوی نینی گرفته بود و با اینکه خرابکاری زیاد کرد ولی عاشقشم تحمل میکنم با اینکه اصلا حوصله نداشتم :< دلم براش تنگ میشه خیلی.
5. رو دیوار اتاقم کلی پوستر تیلور و کیپاپ و چپل و اولیویا هست. دونه دونه بهم گفت ازشون براش آهنگ بذارم، موقع گوش دادنشون باباش اومد یه سری بهمون بزنه و اینا گفت توروخدا با چیز جدید آشناش نکن همون کیپاپ بسمونه =))))
6. حالا فان فکت که مامان بابای نینی در نوجوانی فن بک استریت بویز و بعدتر وان دایرکشن بودن (isn't that SO COOL) و قبل اینکه نینی به دنیا بیاد کلی بساط داشتیم که آره فاز واندی از سر ما افتاد کیپاپ هم از سر تو میفته. حالا الان 5 سال بعد من هنوز کیپاپرم و بچهشون پنج دفعه we're going up up up it's our moment خوند تو خونهی ما. :دی *استیکر لوکی فنجون به دست*
7. دیشب قبل خواب انقدر خسته بودم که مغزم انگلیسی رو پردازش نمیکرد و آلسو خستگیه یه جوری بود که خوابم نمیبرد برای همین رفتم در همسایگی گودزیلا ری رید کنم :)))))))
8. انقدر گی ندیدم دارم روانی میشم، پسر والتر رو با جسی شیپ کردم. یه کاپل رندوم هم تو کتاب مورد علاقه صدسال پیشم با حنا پیدا کردیم قرار شد بعدا تو ایوتری سرچ کنیم-
9. این دنیا برای من زیادی استریته ایوتری من را پس بدهید.
10. بابام وسط نوشتن این اومد شب بخیر بگه بره و من داشتم پارت شیپ پسر والتر و جسی رو مینوشتم نزدیک بود به خودش اعلام کنم بلند :)

1.آره لیست نوشتن خیلی راحت تره. :)
2.بیگ بنگو دیروز تموم کردم، امروز یه فصل یانگ شلدون دیدم و کل big little lies هیچکس نپرسه چطور. فیلم و سریال و اینا بگید برم ببینم :>
3. نینیِ 5 ساله و مامان باباش دارن مهاجرت میکنن. مامانش دیروز رفت و خودش و باباش قراره چهارشنبه برن، برای همین الان دلش تنگ شده برای مامانش و ناراحته. مثل اینکه هرچقدر سعی کردن حالشو بهتر کنن هیچی اثر نداشته تا اینکه مامان بزرگش aka خواهر مامان بزرگ من بهش گفته یوری میاد پیشتون و اسم منو که شنیده آروم شده و اینا. ::))))) خلاصه فردا دارم میرم پیش نینی باهاش کیپاپ دیمن هانترز ببینم D:
4. نینی 5 ساله از وقتی به دنیا اومده خیلی پیش ما بوده و حتی تنهایی ازش مراقبت کردم چندبار، نمیدونم بدون دیدنش چیکار کنم. TT
5. انقدر زندگیم بی محتوا و خسته کنندهست حتی هیچی ندارم اینجا بنویسم واقعا عالیه.
6. الان یادم اومد his and hers رو هم امروز خوندم و کاش اینترنت داشتیم میرفتم بهش یک ستاره میدادم-
7. FIC MIKHAM زندگی بدون فیک واقعا نه معنی داره نه زیبایی نه هیچی. فیک میخوام. اگه براتون سواله از اون آرشیو تا کجا پیش رفتم باید بگم حجم ناراحت کنندهای ازش باقی مونده.
8. میدونید تا الان ممکنه یه تریلر دیگه از دومزدی بعد از تریلر فنتستیک فور لیک شده باشه؟ میدونید ممکنه تریلر داکتر دوم و لوکی اومده باشه و ما ندونیم؟ کدوم جهنمی مردمش رو بدون اینترنت میذاره آخه وای از هرکی توی این دولت کار میکنه متنفرم aaaaaaa
9. هرشب به این وقتا که میرسه و میام پست بنویسم فکر میکنم که فردا یه کار هیجان انگیز انجام میدم و توی پست روزانه نویسیم یه چیز باکیفیت منشن میکنم ولی دوباره پلک میزنم و شب میشه و من هیچ کاری نکردم-
10. دارم دیوونه میشم. وای.