These bright lights have always blinded me
I see you lying next to meWith words I thought I'd never speakAwake and unafraid, asleep or dead
تئا نگاهش را از زمین گرفت و به دختر مو قرمز کنارش داد که با نگاهی سرشار از حرف، به او خیره بود. با سر انگشت روی نبضش که زیر ربان سرخ پنهان شده بود ضربه زد، مثل یک کد مخفی که فقط خودش میفهمید معنایش چیست. جایی پشت چشمهای سیاه شارلوت، تئا چیزی که به دنبالش بود را پیدا کرد. همان جرقهی کوچکی که به خودش، زندر و ایسا، دلیلی برای فرار کردن داده بود.
به جای زخمهای دختر مو قرمز فکر کرد و داستانی که پشت خطهای کبود روی بازوهایش، صبورانه در انتظار بازگو شدن میماند.
«نمیخوام بهش امیدوار شم و بعد همهش رو از دست بدم، شارلوت.» سکوت بینشان را شکست. شارلوت منتظر ماند تا حرفش را کامل کند، اما جملهی دیگری از دهان تئا بیرون نیامد.
«این اسمش امیدواری نیست.» شارلوت پاسخ داد، انگار از قبل به این جملات فکر کرده بود. «اگه ما شروع نکنیم هیچکس نمیکنه. یه نگاه به دور و برت بنداز! دیگه چی برای از دست دادن داریم تئا؟ دیگه چندتا پله برای پایین رفتن داریم؟»
تئا نگاهش را از دختر جوان نگرفت. شارلوت ادامه داد:«دنیا باید صدای تورو بشنوه. دنیا باید صدای مارو بشنوه. من آدم معتقدی نیستم، ولی حتی اگه فریادمون به گوش الهه نرسه، صداش تا ابد توی تاریخ موندگار میشه. سرنوشت ما دیر یا زود مرگه، ولی ترجیح میدم قبل از مرگ سرم رو بالا گرفته باشم و به جای خاک و خون زیر پام، به ماه نگاه کنم.»
تئا به سمت دیگر اتاق نگاه کرد. ایسا روی مبل دراز کشیده و پاهایش را زیر پتوی کهنهی خاکستری رنگش جمع کرده بود. زندر درست پایین مبل به شکم خوابیده و لبخند کوچکی روی صورتش به چشم میخورد، به نظر میآمد اینبار کابوسی تعقیبش نمیکند. بعد از تمام دفعاتی که پسر سایه از روی مبل افتاده بود، حتی روی زمین هم مدام غلت میزد و جوری میخوابید که حتی تماشایش هم بدن درد میآورد. درست کنارش، اشر پتویش را در آغوش کشیده و مثل جنین در شکم مادر خوابیده بود. زیر نور کم مخفیگاه، موهای بورش برق میزد. قلب تئا با تماشای این منظره کمی تند تر تپید.
شارلوت اشتباه میکرد. تئا چیزهای زیادی برای از دست دادن داشت.
+دلم برای چنل تلگرامم تنگ شده :(
- ۰۴/۱۱/۰۱

الان مشکل اینه که شماها کل پروسهی چند ماه گذشتهی من که تو چنلم درمورد بچوهام حرف میزدم رو نمیدونید یهو با این محتوا مواجه شدید. ::)))