𝗔𝗽𝗿𝗶𝗹 𝗦𝗵𝗼𝘄𝗲𝗿

nothing just an inchident
hi :)

۶ مطلب در بهمن ۱۴۰۴ ثبت شده است

If you think for one second that the Capitol will ever treat us fairly, you are lying to yourselves. Because we know who they are and what they do. This Is what they do, and we must fight back!

I have a message for president snow: you can torture us, bomb us, burn our districts to the ground, but do you see that? Fire is catching. And if we burn, you burn with us!

(The Hunger Games major spoilers for the video)

 

+کاش من بودم به جای رها. من نمی‌خواستم زندگی کنم. چرا من اینجام و اون نه؟ چرا نمی‌شد من برم و کسی که انقدر شیفته‌ی زندگیه بمونه؟

  • yuyu

don't cry seb, mark was just your tammy anyway.

 

+دارم از این servivor's guilt می‌میرم. م ی م ی ر م.

++چنل تلگرام اگر وصل شدید و خواستید بیاید توی پیوندها هست. ~

  • yuyu

"We're not friends"

  • yuyu

1. این آخرین فن آرت گی فرمول یکیِ سالمی بود که داشتم. :)) یه چندتا سونهون و hollanov براتون بذارم دیگه تموم. یا باید ریسک آرت بوس (و دست دوستی و اینای) گی اینجا گذاشتن رو بپذیرم یا برم سر آرشیو ادیت‌های گی‌ام. منتهی خیلی‌هاشون نیاز به توضیحات دارن وگرنه اونقدر که باید عاقبتش هیت نمی‌کنه :((

2. یکی از نقاط بولد امروز این بود که ایندکس‌هام رسیدن و می‌خواهم بروم یکی از کتابایی که کنار گذاشتم با ایندکس خوشگلش کنم موقع خوندن رو شروع کنم منتهی نمی‌دونم کدومو بخونم TT شما اگه جای من بودین اول یاغی شن‌ها می‌خوندین یا one upon a broken heart یا چرخه‌ی زاغ‌ها؟

3. هممون شمع بذاریم ایراد کتاب فردا بسته‌مو بیاره *شرک رقصان*

4. داشتم پشت تلفن با پاییز حرف می‌زدم، گربه‌ش رو آورد بهم سلام کنه. TTTTTTT

5. باور کنید خیلی دارم تلاش می‌کنم محتوای اینجا از پستای شماره دار در بیاد ولی یک جوری برای نوشتن فلجم که حتی نمی‌تونید تصور کنید. ششصد کلمه از داستانم نوشتم انگار کوه کندم. :)))

6. امتحان امروز رو که ما هرجوری شد نوشتیم ولی شهاب جان بنده بسیاری از موجودات چهارپا هستم اگه ترم بعد با شما بردارم ❤️ عر عر کنم اگه دوباره سیمای درخشان حضرت عالی رو ببینم ❤️

7. در ادامه‌ی مورد یک تامبلر می‌خوام. می‌دونید ممکنه چه آثار هنری‌ای از کاپل‌های مورد علاقم کشیده شده باشه و من ندیده باشم؟؟؟

8. داشتم برای پاییز یه درامایی رو تعریف می‌کردم وسطش صحبت کشید به اینکه گفتم لو کی دلم برای اکسم تنگ شده، بعد اینجوری بود که بهت اجازه می‌دم برو بهش پیام بده به زندگیت هیجان اضافه کن. =)))) بعد که قطع کردم یکم خیلی جدی بهش فکر کردم و این مکالمه رخ داد و یادم اومد به هیجانش نمی‌ارزه ::)) ولی شما انتظارش رو داشته باشید یهو بیام اینجا بنویسم. دیلی پرایوتم رو از دست دادم و نصف شب منم و یک پلی لیست hurt no comfort.

9. آدرس اینجا رو برای یکی دیگه از دوستام نیکت (عزیزم اگه اینو می‌خونی دست تکون بده همگی بهش سلام کنید💗) فرستادم و بعدش داشتم توضیح می‌دادم کانسپت وبلاگ نویسی رو و یک مقدار دلم برای سه چهار سال پیش که هممون در اوج وبلاگ نویسی‌مون بودیم تنگ :(

10. خیلی رندوم، گشنمه TT

  • yuyu

1. فن آرت های قابل پخشم دارن تموم می‌شن دیگه بعدش براتون ادیت می‌ذارم اول پستا. :))) یه عالمه عکس از همسرانم دارم ولی از اونجایی که گفته بودم قراره گی بذارم دیگه نمی‌شه :دی

2. فردا امتحان روش تحقیق دارم، با استادی که کل کلاسش داشتم لقمان رو دید می‌زدم یا سازمان می‌خوندم =)))

3. توضیحات اضافه برای کسایی که تو چنلم نبودن: یه روز رندوم سر کلاس من متوجه شدم اون پسره که اون گوشه نشسته شبیه نسخه دیجیکالایی لندو نوریس می‌مونه (ایشون) بعد یکی از دوستام بهش گفت لقمان :)) بعد من گفتم که خب از حضورغیاب گذشته اسمش رو نمی‌تونم بفهمم بذارید ببینم کلاس بعدیم باهاش یکیه یا نه. رفتیم کلاس بعدی دیدیم لقمان هم هست، ولی حضورغیاب نکرد :)))) خلاصه بگم ما دو هفته دنبال اسم این گشتیم و تهش قبل اینکه بفهمم اسمش چیه فهمیدم ai دیفندره و کلا کنسل شد. TT xD

4. اگه براتون سواله اسمش علی بود =))))

5. آلسو اگر براتون سواله سطح آمادگی من برای این امتحان در چه حده، خیلی بالاست.

6. آپدیت از محتواهایی که دنبال می‌کردم: وسط فصل سه یانگ شلدونم و یه فصل مردم مشوش خوندم. درود بر طاقچه. الانم این پست رو بذارم برم جزوه‌هام رو مرور کنم یه چیزی بارم باشه حداقل❤️

7. تلگرام و تیک تاک من رو پس بدیییید. بدون گی‌هام دارم خل می‌شم. انقدر به اسکرول کردن معتادم که امروز داشتم آپارات شورتز می‌دیدم. خدا هیچکس رو انقدر بیچاره نکنه.

8. خبرهای خوب که انگار دوباره می‌تونم بنویسم. منتهی دارم فیکای انگستم رو ادامه می‌دم که الان حال خودم بگاست بگایی بنویسم و وسط اسمات یهو آتش نزنم به جون بچه‌هام :)))

9. شاید بعدا پشیمون بشم (قطعا می‌شم) ولی دلم برای دانشگاه تنگ شده. یه مدته نرفتیم از دراماها خبر نداریم با حنا غیبت کنیم *قلب شکسته*

10. در ادامه داستان لقمان، کرکترهای بسیار مهم دیگری هم توی دانشگاه هستن که اگر بخواید مثل مانیا تو یه پست جامع همشون رو توضیح می‌دم D: از همشون جالب تر آراد و علیرضا هستن که من یک قدم فراتر رفتم و ازشون فن‌فیک نوشتم و GUYS YOU HAVE NO IDEA توی یک ترم پی گورن ابسلوت سینما تحویل ما دادنا :))) حتی تا آخر ترم بریک آپ هم کردن عاقبت هم شدن. واقعا 10/10. محتوا عجب محتوایی.

  • yuyu
 
famous last words

By My chemical romance

Magic Spirit

I see you lying next to meWith words I thought I'd never speakAwake and unafraid, asleep or dead 

  • yuyu
𝗔𝗽𝗿𝗶𝗹 𝗦𝗵𝗼𝘄𝗲𝗿

𝗦𝘁𝗮𝗿𝘁: 𝟗𝟖/𝟎𝟕/𝟎𝟒

اندر این گوشه خاموش فراموش شده
کز دم سردش هر شمعی خاموش شده
باد رنگینی در خاطرمن
گریه می انگیزد..
----
انتخاب شماست که یه sad bitch باشین یا یه bad bitch.
---
من نه دخترم نه پسر. من نون بربریم.
---
چند تا نوجوون روان پریش که دور هم جمع شدیم و داریم صنعت داستان نویسی و فن فیکشن رو به یکی از دلایل بارز خودکشی در نسل خودمون تبدیل میکنیم.
---
خود کنکور مظهر پاره شدن در راه زندگیه.
---
طراحا اینطوری بودن که: ای بابا ده ساله داریم به یه روش کونشون میذاریم دیگه الگوریتمش دستشون اومده بیاین روش‌های نوین گایش رو روشون ازمایش کنیم که برق سه فاز از سرشون بپره و تمام تحلیلای معلما و مشاورا و پیش بینی هاشون کصشر از آب در بیاد.
---
من نمیفهمم این سیستم اموزشی چی از کون ما میخواد. حقیقت اینه که مهم نیست تو سال نهمت وارد چه رشته‌ای می‌شی، تو در واقع 9 سال قبل با ثبت نام توی یکی از دبستان‌های این کشور چه دولتی چه غیردولتی حکم اسارت همه جانبه خودت رو امضا کردی و به آموزش پرورش و سنجش اجازه دادی در هر مکان و زمانی به هر روشی از خجالت ماتحتت در بیاد.
---
ملت اون سر دنیا تو ۱۶ سالگی میزان ، بیزنش خودشون رو میزنن، کتاب مینویسن، فیلم بازی میکنن، خودشونو برای کالج اماده میکنن درحالی که به استقلال رسیدن
VS
ما: نگرانی برای وضعیت بعد کارنامه، برنامه ریختن برای رفتن به ددر و کنکل کردنش ساعت ۴ درحالی که ۴ و ده دیقه قرارمون بوده و غیره:
---
وقتی میگیم جدایی دین از سیاست، کسی از فساد و لجام گسیختگی و سکس وسط خیابون حرف نمیزنه. منظور آگاه کردن مردمه و جلوگیری از اینکه با یه سری احکام دینی بتونن روی هر گوه خوری ای کلاه شرعی بذارن و مغزا کوچیکتر بشه.
---
من همه ی تابستونا کلی برنامه میچینم خب بعد میبینم تابستون تموم شده و من همینجوری لش کردم توخونه و دریغ از یه کار مفید:)
---
ما تو ایران زندگی می‌کنیم اینجا یا تا ۵۰ سالگی بچه سالی یا در آستانه رسیدن به سن قانونی خصلت‌های بزرگسالی توی شخصیتت غالب میشن ^^~
---
آخرِ قصه خوشه چون داستان ماست و داستان ما باید پایان خوبی داشته باشه.

یپ یپ‌ها
شما گفتین؛
صاحبان ستاره‌ها