به معنای واقعی کلمه 60 بار به بالا گوشش دادم::)))) عاشق شدم میفهمید؟ عاشق.
به معنای واقعی کلمه 60 بار به بالا گوشش دادم::)))) عاشق شدم میفهمید؟ عاشق.
I had fallen
The fear, the loneliness
The minor chords that had always made me cry
The pain of disappointment after disappointment
And everything under your spotlight, under your opinion
I'm tired of romanticizing all the times my confidence was stabbed
That they threw my love in the trash
I was tucked by the night
Who became my best companion, my best friend
The only one who listened to me without judging
Without wanting anything in return
Because I had alrеady sold too much
You don't know me
You don't know shit about me
I'm not a shooting star
"کاری میکنم هرچیزی که از دست دادی رو دوباره به یاد بیاری"
Amor Ácido
---
"خوش شانس بودم که تبدیل به یه ستاره شدم، اما چرا حالا دارم سقوط میکنم؟"
Blackout
---
"اگه بعد از من خوشحالی، اشکالی نداره که ترکم کنی."
Amanecer
---
"نمیخوام بشنوم، نمیخوام بشنوم. حرف هات مثل چاقو روحم رو زخمی میکنن"
Tenemos Que Hablar
+آلبوم جدید داناست، گوش ندین به خودتون ظلم کردین.
++دوهفته به کنکورم مونده من دارم آلبوم دانارو گوش میدم و فکر میکنم که چرا اسپانیایی نیستم😭
Why’d you have to lead me on?
چرا باید منو به عشق ترغیب کنی؟
Why’d you have to twist the knife?
چرا باید چاقوت رو در وجود من بچرخونی؟
Walk away and leave me bleedin’, bleedin’?
بذاری بری و منو زخمی رها کنی؟
Why’d you whisper in the dark?
چرا در تاریکی زمزمه میکنی؟
Just to leave me in the night?
تا فقط شب منو ترک کنی؟
Now your silence has me screamin’, screamin’
حالا سکوت تو فریاد من رو درآورده
Now I’m pacin’ on shaky ground
حالا من روی زمین لرزان قدم میذارم
Strike a match, then you blow it out
یه کبریت روشن میکنم، بعدش تو فوتش میکنی
Oh no, oh no, it’s not fair
اوه نه، اوه نه، این انصاف نیست
‘Cause you kiss mе and it stops time
چون تو منو بوسیدی و زمان متوقف شد
And I’m yours, but you’re not mine
و من مال تو هستم، اما تو مال من نیستی
Oh no, oh no, you’re not there
اوه نه، تو اینجا نیستی
یک لیوان مینوشم و دیگه به پشت سرم نگاه نمیکنم
بهت گفته بودم انجامش میدم، کسی که تمام وجودم رو تصاحب کرده بودی
نه اشکی هست، و نه خاطرهای
و بعد زخم های تو دیگه برام اهمیتی نداره.
Danna paola, 1 trago
میخوام باهاش روی ابر ها پرواز کنم
حتی اگه اون پرواز با من رو دوست نداشته باشه
ممکنه اخر داستان خوبی نداشته باشیم و من نمیدونم چیکار کنم
باید باهاش چیکار کنم؟
Lola indigo, Dragón
باهم از دست زمان فرار میکردیم حالا دنبال همون شبا میگردیم نموند برامونم هیچ احساسی تو منو روانی کردی، اِکستاسی:)
جاده مه نمیشه راهو ببینیم دوباره با دستات، چشمامو بگیری حاضری؟ بدم فشار، پدالو بمیریم باهمیم، از نوک قله تا ته دره با تو حالم بهتره، بهتره، بهتره نذار ساعت بگذره، بگذره، بگذره میشه تو یه ثانیه دلم واست یه ذره، یه ذره، یه ذره