𝗔𝗽𝗿𝗶𝗹 𝗦𝗵𝗼𝘄𝗲𝗿

nothing just an inchident
hi :)

the ghost of you

چهارشنبه, ۲۵ دی ۱۴۰۴، ۰۱:۱۴ ق.ظ

یه ورژن دیگه از من وجود داره، می‌دونی؟ توی یه دنیای موازی که هممون تصمیمات دیگه‌ای گرفتیم، یه ورژن دیگه از من هست که مطمئنم آدم بهتریه. البته تو ممکنه موافق نباشی، چون شنیده بودم می‌گن تو می‌بایست چیزی که الان هستم رو دوست داشته باشی. هرچند نمی‌دونم چطور ممکنه چیزی رو دوست داشت که کامل نیست. قبل تموم شدن پازل که نمی‌زنیمش به دیوار، مگه نه؟

برگردیم به همون ورژن جدید، تاحالا فکر کردی چه چیزهایی ممکن بود تغییر کنه اگه من متفاوت نبودم و تو... خب... یه راه دیگه رو انتخاب می‌کردی؟ نه که مسیر امروز رو کم اهمیت ببینم، ولی بازم خوبه به احتمالات دیگه‌ای فکر کرد. بامزه‌ست.. یادم اومد قبلا هم ازت پرسیده بودم توی یه دنیای دیگه ممکن بود چیکار کنی. به نظر می‌رسه زیاد ذهنت رو مشغول خودش نکرده، شایدم من عجیبم. می‌دونی چیه؟ لازم نیست بگی. خودم می‌دونم.

توی اون دنیای دیگه من اینجا نبودم.

جالب نیست؟ من وجود چون تو تمام اون هزاران راه دیگه رو کنار گذاشتی. بهش فکر کرده بودی؟ که پازل ناقصی که تیکه‌هاشو گم کردی فقط برای چیده شدن به دستای تو بعد از انتخاب‌های تو ساخته شده؟ اما تیکه‌های پازل کامل نیستن، بعضی‌هاشون رو زیر کفشت له کردی. برای همین نمی‌بینی‌شون.

هی، اونجان. فقط کافیه پاتو تکون بدی.

... به نظر می‌رسه که نمی‌خوای.

می‌دونی چیه؟ اشکالی نداره. مجبور نیستیم همیشه کاملش کنیم اگه نمی‌خوای. پازل که روحی برای غمگین شدن نداره. روح من هم قوی‌تر از این حرف‌هاست. بهت گفته بودم؟ که چقدر قویه؟ حتی اگه تو اینجوری نگاهش نکنی؟

می‌شه نگاهش کنی؟ به خاطر تو اینجاست. می‌دونم دوستش داری... فقط دلش می‌خواد از خودت بشنوه.

باشه باشه، مجبورت نمی‌کنم. فقط سرش داد نزن. پازل که صدای تورو نمی‌شنوه. تازه، خودت خریدی‌ش.

هی، درمورد پازل حرف نمی‌زدم، می‌زدم؟ داشتم درمورد خودم توی یه دنیای دیگه می‌گفتم. به نظرت اون ورژن من هم داره این مکالمه رو با تو ادامه می‌ده؟

فکر می‌کنی ورژن دیگه‌ی تو، همونی که قراره توی یه گلفروشی بزرگ کار کنه و سر کسایی که زاموفیلیا رو دور از نور نگه می‌دارن غر بزنه و هر روز یه دسته نرگس بیاره خونه؛ حاضره به ورژن دیگه‌ی من جواب بده؟

برات جالب نیست از کجا می‌دونم دوست داشتی توی گلفروشی کار کنی؟ خب.. شاید از همون‌جایی که می‌دونم یکی از تیکه‌های پازل توی جیبته.

ورژن دیگه‌ی من از کسی که اینجاست بهتره. برای بهتر بودن استاندارد زیادی نیاز ندارم، فقط کافیه عادی باشه.

ولی تو همین الان هم باهاش موافقی، مگه نه؟

 

 

روز اول؛ من با چیزهایی حرف می‌زنم که جواب نمی‌دن. مثلا...

چالش نوبادی چان و سولویگ که تصمیم گرفتیم طی یک حرکت جمعی انجامش بدیم. D:

 

+اینکه این ساعت پست می‌ذاریم نشون می‌ده چقدر بزرگ شدیم =(((

++تمام چیزی که تو گالریم هست فن‌آرت گیه، دارم براتون اونایی که می‌شه تو بیان پست کرد رو کم کم رونمایی می‌کنم تا ببینیم عذاب هر روزه بدون اینترنت چقدر دیگه ادامه داره.

  • yuyu

نظرات (۷)

  • غَزَلْ (هیرای)
  • اوه فراخوان وبلاگ اینه؟

    منم انجامش بدم؟ ㅠㅠ

    پاسخ:
    چرا که نههه

    می‌دونی چیه؟ اشکالی نداره. مجبور نیستیم همیشه کاملش کنیم اگه نمی‌خوای. پازل که روحی برای غمگین شدن نداره. روح من هم قوی‌تر از این حرف‌هاست. بهت گفته بودم؟ که چقدر قویه؟ حتی اگه تو اینجوری نگاهش نکنی؟

     برات جالب نیست از کجا می‌دونم دوست داشتی توی گلفروشی کار کنی؟ خب.. شاید از همون‌جایی که می‌دونم یکی از تیکه‌های پازل توی جیبته.

     DAAAAANNNMMMMMMMM.

    کم اوردم در برابر قلمت. ㅠㅠㅠㅠㅠㅠ همیشه بنویس. مرسی که مینویسیی وای.

    پاسخ:
    قربونت برم من خب :(((((

    سلام برای آپلود عکس و استفاده در وبلاگت میتونی از سایت زیر استفاده کنی

    https://upha.ir/

    "شاید از همون‌جایی که می‌دونم یکی از تیکه‌های پازل توی جیبته."

    :))))))

    یوری هم پیوست. (چشمان ستاره‌ای)

    پاسخ:
    هیهیهیهییی با تشکر از شما و این چالش D:
  • هیتر شماره یک ک*د لجنی
  • سلامممممممممم *ریختن اشک و زدن بر سر و روی خویش

    یورییییی پیدات کردم 

    I'm aliveeee

    پاسخ:
    پارمییبسنستسنتسمشنشحنسمشن😭😭😭😭😭
  • ‌‌‌‌‌‌‌ ⊰𝑴𝒂𝒏𝒊𝒂𝒄⊱
  • فارغ از متن که هم قلب هم چشمامو جلا داد

    من عاشق این فن آرتات هستم و امیدوارم ذخایرت هیچوقت تموم نشن و بتونیم تو هر پست ازشون فیض ببریمD;

    پاسخ:
    قربونت بشم هورا D:

    us. (me n bayan)

    پاسخ:
    my little hope 
    soonhoon baby <3
    ووجی بیبی
    نانای خوشگل من 
    بغل برای بچه‌ی نیکو
    نیکت گریشاورس بخون

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی
    𝗔𝗽𝗿𝗶𝗹 𝗦𝗵𝗼𝘄𝗲𝗿

    𝗦𝘁𝗮𝗿𝘁: 𝟗𝟖/𝟎𝟕/𝟎𝟒

    اندر این گوشه خاموش فراموش شده
    کز دم سردش هر شمعی خاموش شده
    باد رنگینی در خاطرمن
    گریه می انگیزد..
    ----
    انتخاب شماست که یه sad bitch باشین یا یه bad bitch.
    ---
    من نه دخترم نه پسر. من نون بربریم.
    ---
    چند تا نوجوون روان پریش که دور هم جمع شدیم و داریم صنعت داستان نویسی و فن فیکشن رو به یکی از دلایل بارز خودکشی در نسل خودمون تبدیل میکنیم.
    ---
    خود کنکور مظهر پاره شدن در راه زندگیه.
    ---
    طراحا اینطوری بودن که: ای بابا ده ساله داریم به یه روش کونشون میذاریم دیگه الگوریتمش دستشون اومده بیاین روش‌های نوین گایش رو روشون ازمایش کنیم که برق سه فاز از سرشون بپره و تمام تحلیلای معلما و مشاورا و پیش بینی هاشون کصشر از آب در بیاد.
    ---
    من نمیفهمم این سیستم اموزشی چی از کون ما میخواد. حقیقت اینه که مهم نیست تو سال نهمت وارد چه رشته‌ای می‌شی، تو در واقع 9 سال قبل با ثبت نام توی یکی از دبستان‌های این کشور چه دولتی چه غیردولتی حکم اسارت همه جانبه خودت رو امضا کردی و به آموزش پرورش و سنجش اجازه دادی در هر مکان و زمانی به هر روشی از خجالت ماتحتت در بیاد.
    ---
    ملت اون سر دنیا تو ۱۶ سالگی میزان ، بیزنش خودشون رو میزنن، کتاب مینویسن، فیلم بازی میکنن، خودشونو برای کالج اماده میکنن درحالی که به استقلال رسیدن
    VS
    ما: نگرانی برای وضعیت بعد کارنامه، برنامه ریختن برای رفتن به ددر و کنکل کردنش ساعت ۴ درحالی که ۴ و ده دیقه قرارمون بوده و غیره:
    ---
    وقتی میگیم جدایی دین از سیاست، کسی از فساد و لجام گسیختگی و سکس وسط خیابون حرف نمیزنه. منظور آگاه کردن مردمه و جلوگیری از اینکه با یه سری احکام دینی بتونن روی هر گوه خوری ای کلاه شرعی بذارن و مغزا کوچیکتر بشه.
    ---
    من همه ی تابستونا کلی برنامه میچینم خب بعد میبینم تابستون تموم شده و من همینجوری لش کردم توخونه و دریغ از یه کار مفید:)
    ---
    ما تو ایران زندگی می‌کنیم اینجا یا تا ۵۰ سالگی بچه سالی یا در آستانه رسیدن به سن قانونی خصلت‌های بزرگسالی توی شخصیتت غالب میشن ^^~
    ---
    آخرِ قصه خوشه چون داستان ماست و داستان ما باید پایان خوبی داشته باشه.

    یپ یپ‌ها
    شما گفتین؛
    صاحبان ستاره‌ها