Home

 

And it's a dizzying, devastating realisation, but he can't avoid it. Even now, Draco's voice whispers through his mind like snow.

Going away is easy. Coming home is hard.

Maybe home isn't a place.

Maybe it's a person.

-Running on Air

+چند روزه دارم فن فیکشن هری پاتر میخونم و اینو هلن چان (هلن بزهس) بهم معرفی کرد. به معنای واقعی کلمه، عاشق شدم. خیلی قشنگه :< 

  • ۲
  • 𝘊𝘰𝘮𝘮𝘦𝘯𝘵𝘴 [ ۱ ]
    • وجود.
    • سه شنبه ۲۲ خرداد ۰۳

    24610

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
    • وجود.
    • دوشنبه ۲۱ خرداد ۰۳

    2469

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
    • وجود.
    • يكشنبه ۲۰ خرداد ۰۳

    2467

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
    • وجود.
    • جمعه ۱۸ خرداد ۰۳

    amor acido

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
    • وجود.
    • سه شنبه ۱۵ خرداد ۰۳

    everyday I'm blacking out

    همیشه بوی کرم مرطوب کننده و ضدآفتاب میده.

    عطر میزنه، و بوی عطرشم خوبه، اما همیشه بوی کرمشو میده. یه بوی ملایم و مات که همرنگ بابونه ست و مخصوص خودشه.

    یه هاله ی صدفی مات دورش داره که زیر نور رنگش تغییر میکنه. صدفیه اما بنفش و آبی تیره و نقره ایم داره. چشم های قهوه ای و موهای فرفری کوتاه داره که همیشه صافشون میکنه، با اینکه با موهای فر صدبرابر زیبا تره. ساکت و درونگراست اما حرف زدن باهاش خیلی راحته.

    توی بغلم جا میشه. وقتی در آغوش میگیرمش درست سرش میاد روی قلبم و میتونه صدای قلب همیشه مضطربم رو بشنوه. وقتی بهش میگم هابیت عصبانی میشه و میخنده و داد میزنه aaaaaa و من میخوام هزاربار دیگه بهش بگم هابیت تا دوباره این واکنشو ببینم.

    کنارش قدم زدن کیف میده و وقتی پیششم میخوام عالی باشم، اما وقتی بغضم ترکید و گریه م گرفت چیزی عوض نشد. 

    اون دلیل منه، اون کسیه که باعث شد گذشتن از درد رو یاد بگیرم.

    و دردناکه که از همین حالا میدونم پایانمون قراره غمگین باشه.

  • ۳
  • 𝘊𝘰𝘮𝘮𝘦𝘯𝘵𝘴 [ ۱ ]
    • وجود.
    • دوشنبه ۱۴ خرداد ۰۳

    The Fall

    The Fall
    Danna Paola
    I'm falling
     
    Image

    I had fallen
    The fear, the loneliness
    The minor chords that had always made me cry
    The pain of disappointment after disappointment
    And everything under your spotlight, under your opinion
    I'm tired of romanticizing all the times my confidence was stabbed
    That they threw my love in the trash
    I was tucked by the night
    Who became my best companion, my best friend
    The only one who listened to me without judging
    Without wanting anything in return
    Because I had alrеady sold too much
    You don't know me
    You don't know shit about me
    I'm not a shooting star

  • ۳
    • وجود.
    • دوشنبه ۱۴ خرداد ۰۳

    idk bro

    فقط جهت ثبت..سه تا وبلاگ دارم که قراره 11 خرداد ساعت 10 و 15 دقیقه صبح حذف بشن-

     

    بعدا اضافه شد:ساعت 3:52 عصر

    وای خدایا. معده چی بود آفریدی؟

  • ۱
  • 𝘊𝘰𝘮𝘮𝘦𝘯𝘵𝘴 [ ۶ ]
    • وجود.
    • يكشنبه ۱۳ خرداد ۰۳

    who's afraid of little old me? you should be

    حس میکنم به دینی حساسیت دارم، مغزم داره دینیارو پس میزنه:]

    من:سرفیس میخوام که توش آزمون نهاییارو حل کنم

    کاری که میکنم:تحقیق درمورد کلیسا و واتیکان و احذاب سیاسی ایتالیا.

    یاوه گویی بسه دیگه، وقت نوشتنه. برید ادامه که داستان من در ابتدای نهایی خیلی دور و درازه:]

  • ۲
  • 𝘊𝘰𝘮𝘮𝘦𝘯𝘵𝘴 [ ۱۱ ]
    • وجود.
    • چهارشنبه ۹ خرداد ۰۳

    Never have I ever

    الان خونه تنهام، ولی از بس سرگرمی‌هام در حد و اندازه ی یه پیرمرد ۸۷ ساله شده که دارم فکر میکنم اینترنت خیلی هم جالب نیست و نشستم تکرار بازی بایرن و رئالو میبینم.

    ---

    ستایش دیروز وقتی داشتیم never have I ever ورژن مناطق محروم بازی میکردیم پرسید تاحالا دستگیر شدین؟

    واکنش صادقانه‌ی شکیبا: ما یه مشت تینیجر بدبختیم که تا ده شب مدرسه درس میخونیم.

  • ۳
  • 𝘊𝘰𝘮𝘮𝘦𝘯𝘵𝘴 [ ۱۴ ]
    • وجود.
    • جمعه ۲۱ ارديبهشت ۰۳
    And that’s the thing about illicit affairs
    و این همون چیزیه که درباره عشقبازی های ممنوعس

    And clandestine meetings and longing stares
    و ملاقات های مخفیانه و نگاه های با اشتیاق (همون خیره شدن به هم که طول میکشه)

    It’s born from just one single glance
    این فقط از یک نگاه مختصر به دنیا میاد

    But it dies, and it dies, and it dies
    ولی میمیره، و میمیره، و میمیره

    A million little times
    یک میلیون بار کوچک
    𝘔𝘦𝘯𝘶
    𝘤𝘢𝘵𝘦𝘨𝘰𝘳𝘪𝘦𝘴