Childstar

"کاری میکنم هرچیزی که از دست دادی رو دوباره به یاد بیاری"

Amor Ácido

---

"خوش شانس بودم که تبدیل به یه ستاره شدم، اما چرا حالا دارم سقوط می‌کنم؟"

Blackout

---

"اگه بعد از من خوشحالی، اشکالی نداره که ترکم کنی."

Amanecer

---

"نمی‌خوام بشنوم، نمی‌خوام بشنوم. حرف هات مثل چاقو روحم رو زخمی می‌کنن"

Tenemos Que Hablar

 

+آلبوم جدید داناست، گوش ندین به خودتون ظلم کردین.

++دوهفته به کنکورم مونده من دارم آلبوم دانارو گوش میدم و فکر میکنم که چرا اسپانیایی نیستم😭

  • ۳
  • 𝘊𝘰𝘮𝘮𝘦𝘯𝘵𝘴 [ ۵ ]
    • وجود.
    • جمعه ۲۴ فروردين ۰۳

    اردوی عید.

    ۴ فرورودین

    دریا جون(که از اینجا قاسم لاور صداش میکنیم) هزینه کرد برام ازای شش کلاغی که روش قهوه ریخته بود یه کتاب دیگه خرید و امیییدوااارممم این تو ذهنشون پایان باشه چون حال دراما اصلا ندارم.

     

    ۷ فروردین

    آیناز برام لیریکس marjori و all too well رو ترکیب کرد و رو یه کاغذ خوشگل با هایلایتر نارنجی و قرمز خیلی evermore red طوری نوشت و من صافتمکمپجسنشمس

     

    ۸ فروردین

    معده درد جوری عادی شده برام که وقتی معده درد ندارم حس میکنم یه چیزی کمه.

     

    ۱۰ فروردین

    وقتایی که با بچه ها داریم غیبت میکنیم یهو یکی میگه وای وایسیید اینو نگفتممم>>>>>>>>

    من و ستایش تو این اردوی عید ۳۰ تا پرونده جنایی گوش دادیم همشم سر بازه های سلامت و بهداشت و هویت بوده😭

     

    ۱۱ فروردین

    نود روز تا کنکور.

     

    ۱۲ فروردین

    شیبانی و عباس با همه دعوا کردن و به همه ریدن😀😀 الان کادر شده دو قسمت، گودی و عطا و مشاور انسانیا یه تیم عباس و شیبانیم یه تیم کاظمی ام خایه همه رو میماله

    ما زنگ تفریح دست جمعی یه گوشه خیلیی ضایعع داشتیم آمار میگرفتیم😭😭

  • ۳
  • 𝘊𝘰𝘮𝘮𝘦𝘯𝘵𝘴 [ ۲ ]
    • وجود.
    • دوشنبه ۱۳ فروردين ۰۳

    روز دهم اردو.

    من واقعا آدم سست عنصری نیستم ولی روز سوم مطالعه مریض شدم:)))) فک کنم به مشتق حساسیت دارم.

    ---

    لارا اینجوری بود که وای بگردم بچم ۱۴ ساعت تو مدرسه چی میکشه:((

    مینوایل من تو مدرسه: کلیک

    ---

    Todo de me الکسو تو مسیر عن مشهد گوش دادم و با اینکه عاشقشم هربار گریه هایی که باهاش کردم یادم میاد

    --

    من الان دارم گریه اینو میکنم که تا بخوام جمع کنم برم کنسرت سونتین، احتمالا دیسبند شدن دیگه فعالیت گروهی نمیکنن:)))
    تازه اگه با این وضع دلار و ثانیه ای سولد اوت شدن بلیطا، بشه مقدمات خروج از کشور و هتل و پول بلیط کنسرت و خرت و پرتاشو فراهم کرد
    پلن B م اگه روش قانونی جواب نده اینه که بدم دعانویس طلسم عشق بنویسه بین من و هوشی، که خودش بیاد دنبالم پیدام کنه ببرتم کنسرت💙✨

    ---

    اینو به سلین کامنت دادم ولی حیف بود دوباره نگم:

     

    به خاطر ماه رمضون زنگای پایه‌ها یکم فرق میکنه درحد پنج دقیقه، امروز ساعت دوازده و بیست زنگشون خورد کپه شده بودن جلوی در سالن مطالعه‌ی ما که ته سالن نمازخونست.

    جیغ میزدن که ما میخوایم بریم نماز بخونیم یعنی چی که اینا هنوز درس دارن چقدر درس میخونن💀

    بعد حیدری رفت بیرون بهشون بگه خفه شن، اینجوری بودن که وا خب نمازمون چی💀

    من بیشتر داشتم پاره میشدم که انقدر به کانکشنشون با خدا اهمیت میدن😭😂

    ولی واقعا صحنه‌ی عجیبی بود حس میکنم نمیتونه واقعی باشه-

    ---

    با پاسخنامه‌ی کلیدی کتاب تست ریاضی برای خودم heart shape sunglasses درست کردم و واقعا خیلی خوب شده کمک:)))

    ---

    دستمال عینکمو دزدیدن بچه‌ها.

  • ۲
  • 𝘊𝘰𝘮𝘮𝘦𝘯𝘵𝘴 [ ۸ ]
    • وجود.
    • سه شنبه ۲۲ اسفند ۰۲

    مروری بر هفته‌ی قبل.

    ۲۲ بهمن

    خیلی عادی و نرمال داشتم تست زیست میزدم که معدم تصمیم گرفت درد بگیره و الان دارم به گا میرم.
    یک فریم از کنکوری بودن:


    ۲۳ بهمن

    وقتی ویدیوی مری جین درمورد پرونده‌ی سید و ننسی رو دیدم و به حرفاش درمورد جنبش پانک گوش دادم خودمم بیشتر درموردش تحقیق کردم و حالا کلی اطلاعات ریز و درشت درمورد جنبش های موسیقی از دهه شصت تا دهه ۲۰۰۰ به دست آوردم که حدس بزنید کجا به دردم میخورن؟ درسته، فیک جدید!


    ۲۶ بهمن

    در طول کلاس ریاضی پرونده ی جفری دامر رو گوش ندادین و زنگ ناهار با ai ش role play نکردین و میگین لجندین؟

    -

    شخصا بر این باورم که تاریخچه ی موسیقی و کلا کانسپت تاریخ هنر واقعا جذاب به نظر میرسه. برای همین فیکشن جدیدم درمورد یه مافیای هنره-آثار هنری- و قراره دانشم از تاریخچه ی نقاشی، موسیقی و رقص رو عمیقا به چالش بکشه. جدای ساید رمنس و معمایی و پلات توییستش و اینکه دنیای موازی اولدره، بعضی تیکه هاش مثل مکالمه های شوتارو و نینگ نینگ درمورد اطلاعات مورد نظرشون شبیه مقاله های علمی شده.

    -

    پلی لیستم یه جوریه انگار مال چند نفره. داری my generation د هو رو گوش میدی یهو آهنگ عوض میشه به home run سونتین، بعدشم نشد بهت بگم کوروشه.


    ۲۷ بهمن

    پستای قبلی وبمو که میخونم پرام از آزادی ای که قبلا داشتم میریزه. زن شب نشانه‌ت چجوری هایب گیم کارتر دیدی؟ نریدن بهت؟ اصن چجوری هر ر‌وز پست میزاشتی؟


    ۲۸ بهمن

    مامانم:آخی بچم تا نه و نیم مدرسه بود بگردمش:(
    من بعد از چندین ساعت پیاپی کسکلک:خب چیزه..


    ۳۰ بهمن

    هر هفته بیشتر از هفته‌ی قبل درک می‌کنم چرا برندا اسپنسر به خاطر نفرت از دوشنبه‌ها به یه مدرسه‌ی ابتدایی شلیک کرد.

  • ۳
  • 𝘊𝘰𝘮𝘮𝘦𝘯𝘵𝘴 [ ۲ ]
    • وجود.
    • دوشنبه ۳۰ بهمن ۰۲

    You can call me yuri

    الان واقعا حس میکنم یوریوی بلوهیونم::)))

    +اینجا شبیه پیج اینستام شده-

  • ۳
  • 𝘊𝘰𝘮𝘮𝘦𝘯𝘵𝘴 [ ۲ ]
    • وجود.
    • يكشنبه ۸ بهمن ۰۲

    I don’t like Mondays

    کسایی که تروکرایم دنبال میکنن با دیدن عنوان:🚩🚩🚩

    تکالیف فیزیک، سوال سونتین-سونتین، ماگ ببری کیوتم، استایل آمامیای امروز و غروب درکنار بازتاب و تیلور سوییفت~~

  • ۱
  • 𝘊𝘰𝘮𝘮𝘦𝘯𝘵𝘴 [ ۷ ]
    • وجود.
    • دوشنبه ۲ بهمن ۰۲

    2023 me.

    یه چهار ژانویه معذرت🙏🏻

  • ۳
  • 𝘊𝘰𝘮𝘮𝘦𝘯𝘵𝘴 [ ۵ ]
    • وجود.
    • پنجشنبه ۱۴ دی ۰۲

    Teenage dream

    I’ll blow out the candles, happy birthday to me
    من شمع ها رو فوت خواهم کرد، تولدم مبارک

    Got your whole life ahead of you, you’re only nineteen
    کلی راه پیش رو داری تو فقط ۱۹ سالته

    But I fear that they already got all the best parts of me
    اما من میترسم که اونا از قبل بهترین بخش های منو گرفته باشن

    And I’m sorry that I couldn’t always be your teenage dream
    و من متاسفم که نتونستم همیشه رویای نوجوانی تو باشم

  • ۲
  • 𝘊𝘰𝘮𝘮𝘦𝘯𝘵𝘴 [ ۲ ]
    • وجود.
    • جمعه ۱ دی ۰۲

    نمیدونم.

    عجیبه که این روزا یهو و گاهی بی دلیل میرم توی یه مود مسخره که جز با گریه آروم نمیشم:)

    دلم برای بوی بهارنارنج، چای نعنا توی هوای مرطوب بعد بارون دم صبح و یه کتاب خوب بدون استرس خوندن و تقریبا همه اجزای زندگی نرمال گذشته‌م تنگ شده..

  • ۴
  • 𝘊𝘰𝘮𝘮𝘦𝘯𝘵𝘴 [ ۱۷ ]
    • وجود.
    • چهارشنبه ۲۲ آذر ۰۲

    ارغوان من؛

    ارغوان،

    شاخه همخون جدا مانده من

    آسمان تو چه رنگ است امروز؟

    آفتابی ست هوا؟

    یا گرفته است هنوز؟

    من در این گوشه که از جهان بیرون است

    آفتابی به سرم نیست

    از بهاران خبرم نیست

    آنچه می بینم دیوار است

    آه این سخت سیاه

    آن چنان نزدیک است

    که چو بر می کشم از سینه نفس

    نفسم را بر می گرداند

    ره چنان بسته که پرواز نگه

    در همین یک قدمی می ماند

    کورسویی ز چراغی رنجور

    قصه پرداز شب ظلمانی ست

    نفسم می گیرد

    که هوا هم اینجا زندانی ست

    هر چه با من اینجاست

    رنگ رخ باخته است

    آفتابی هرگز

    گوشه چشمی هم

    بر فراموشی این دخمه نینداخته است.

    اندر این گوشه خاموش فراموش شده

    کز دم سردش هر شمعی خاموش شده

    باد رنگینی در خاطرمن

    گریه می انگیزد

    ارغوانم آنجاست

    ارغوانم تنهاست

    ارغوانم دارد می گرید...

    چون دل من که چنین خون آلود

    هر دم از دیده فرو می ریزد..

  • ۴
    • وجود.
    • پنجشنبه ۱۶ آذر ۰۲
    And that’s the thing about illicit affairs
    و این همون چیزیه که درباره عشقبازی های ممنوعس

    And clandestine meetings and longing stares
    و ملاقات های مخفیانه و نگاه های با اشتیاق (همون خیره شدن به هم که طول میکشه)

    It’s born from just one single glance
    این فقط از یک نگاه مختصر به دنیا میاد

    But it dies, and it dies, and it dies
    ولی میمیره، و میمیره، و میمیره

    A million little times
    یک میلیون بار کوچک
    𝘔𝘦𝘯𝘶
    𝘤𝘢𝘵𝘦𝘨𝘰𝘳𝘪𝘦𝘴