Welcome to the new me

آقایون داداشا لیدیز سیسیای گلم اینجانب intj شد💀 تو این یک سال گذشته هرچی تایپ بوده رو دوره کردم فقط هیچوقت s نبودم اونم ایشالا آنلاک میکنیم😭

  • ۲
  • 𝘊𝘰𝘮𝘮𝘦𝘯𝘵𝘴 [ ۷ ]
    • وجود.
    • چهارشنبه ۱۵ آذر ۰۲

    دریای سگ

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
    • وجود.
    • پنجشنبه ۹ آذر ۰۲

    Riorahana

    tap tap

    پلی لیست مود این روزام:)

  • ۲
  • 𝘊𝘰𝘮𝘮𝘦𝘯𝘵𝘴 [ ۱ ]
    • وجود.
    • يكشنبه ۵ آذر ۰۲

    چ-

    خوش سیما فقط ۳۶ سالشه و یه سکته قلبی رد کرده دوستان، همین دو روز پیش:::))))

    آدم مورد علاقه‌مه و اگه چیزیش بشه از ته دلم ناراحت میشم..

  • ۲
  • 𝘊𝘰𝘮𝘮𝘦𝘯𝘵𝘴 [ ۴ ]
    • وجود.
    • سه شنبه ۱۶ آبان ۰۲

    ما چندسالمونه؟ ۱۸؟ فکر نکنم.

    بی ال دیدن و روی قسمت کیس جیغ زدن از ته دل با ستایش و ثنا، خوندن اسماتای دزیره و فیلم گرفتن از ریکشنمون، خندیدن به فیلمای عروسی پسرخاله رها سال نود، گشتن و پیدا کردن یه سری عکس فوق زیرخاکی دبستانمون، دریا که مقنعشو مث م.خ بسته بود رو هودی و شبیه سلیطه ها شده بود، ریکشن سارا به نیش باز من و ستایش وقتی جی‌یونگ به سانگ‌وو گفت " تا یک دقیقه دیگه میخوام ببوسمت"، فیک گی نوشتن از دبیر شیمیمون، سرلاک خوردن و ذوق کردن از مزه‌ش، شنیدن اسپویلای ستایش درمورد اسلحه و کالرز، برنامه ریزی برای جشن تولد هفده سالگیم که شاید بیشتر شبیه پیژامه پارتی باشه، گوش دادن 1989 زیر میز، هودی نویی که هم روش شیرکاکائو ریخت هم هایپ ولی تونستم با موفقیت پاکش کنم، نامه نوشتن برای اسکارلت و گریه نکردن، خوش سیما که متنمو استوری کرد و گفت خیلی زیبا مینویسم، پنجاه زدن زیست و فیزیک، ن.ف که گفت مطمئن باشم روانشناسی میارم، فتوکارت جیسویی که نازنین برام خرید، خوندن کامنتای شما و لبخندی که ناخوداگاه نشست رو صورتم...

    "هستی تاحالا فکر کردی فیکاتو چاپ کنی؟ ایده اینیکی واقعا خداست حتی فیلمشم ندیدم"

    "هستی خانوم پنجاه؟ چه غلطا!"

    "اگه تو میگی خوبه پس خوبه."

    خب...هفته بدی نبود. =)

  • ۴
  • 𝘊𝘰𝘮𝘮𝘦𝘯𝘵𝘴 [ ۸ ]
    • وجود.
    • چهارشنبه ۱۰ آبان ۰۲

    Say don’t go

    Why’d you have to lead me on?
    چرا باید منو به عشق ترغیب کنی؟

    Why’d you have to twist the knife?
    چرا باید چاقوت رو در وجود من بچرخونی؟

    Walk away and leave me bleedin’, bleedin’?
    بذاری بری و منو زخمی رها کنی؟

    Why’d you whisper in the dark?
    چرا در تاریکی زمزمه میکنی؟

    Just to leave me in the night?
    تا فقط شب منو ترک کنی؟

    Now your silence has me screamin’, screamin’
    حالا سکوت تو فریاد من رو درآورده

     

    Now I’m pacin’ on shaky ground
    حالا من روی زمین لرزان قدم میذارم

    Strike a match, then you blow it out
    یه کبریت روشن میکنم، بعدش تو فوتش میکنی

    Oh no, oh no, it’s not fair
    اوه نه، اوه نه، این انصاف نیست

    ‘Cause you kiss mе and it stops time
    چون تو منو بوسیدی و زمان متوقف شد

    And I’m yours, but you’re not mine
    و من مال تو هستم، اما تو مال من نیستی

    Oh no, oh no, you’re not there
    اوه نه، تو اینجا نیستی

     

  • ۳
  • 𝘊𝘰𝘮𝘮𝘦𝘯𝘵𝘴 [ ۸ ]
    • وجود.
    • سه شنبه ۹ آبان ۰۲

    روایات.

    کارم به جایی رسیده که دارم تست زاد و ولد ذرت میزنم:))) خب به من چه که الان حاصل آمیزش این دوتا ذرت خودلقاحی کنه بچه چه رنگی در میاد😭

  • ۲
  • 𝘊𝘰𝘮𝘮𝘦𝘯𝘵𝘴 [ ۱۳ ]
    • وجود.
    • جمعه ۵ آبان ۰۲

    Namnamnam

    فقط میخواستم بگم روی باسنم زخم شده و وقتی میشینم درد میگیره::)))

    ملت رلشون کبودشون میکنه، من با کون میرم تو تیزی نیمکت مدرسه به گا میرم-

    ----------

    داشتم بازی بایرنو میدیدم یهو وسط اونهمه پرچم سرخ و سفید یه پرچم رنگین کمونی بود:)) "از صداسیما می‌دیدم و بله نشون دادن"

    ----------

    من:اه تپش قلب گرفتم بذار یکم برم تو گوشی بچرخم مشغول شم آروم تر شه
    من:میبینم ریحان جواب پیاممو داده*
    من:
    من:شدید تر تپش قلب میگیرم*

    ----------

    من چند وقت پیش یه کتاب جنایی به دریا قرض داده بودم، بعد داشتیم با دریا و نازنین درمورد اینکه من صفحه های مورد علاقمو تا میزنم حرف میزدیم.

    من:اون صفحه به خصوصو تا زده بودم که از اطلاعاتش استفاده کنم تو فیکام

    دریا:آره دوبار!

    من:چیه خب؟ فک کردی میخوام واقعا یکیو بکشم اونجوری؟

    دریا کاملا صادقانه:آره.

    ----------

    بابام زل زد تو چشمام و گفت از داشتن دختری مثل تو خجالت میکشم.

    ----------

    هلن گفت عصبانیت و حال بدم ترسناکه😭😂

    بچها دارم میمیرم رسمن، کمردرد داره منو میکنه، سرگیجه ام گرفتم معده دردم ریده تو زندگیم-

     

    هروقت اینو دیدین میشه یه چیزی بهم بگین؟ جمله ای چیزی..بی خبر رد نشین از این پست. :(

  • ۵
  • 𝘊𝘰𝘮𝘮𝘦𝘯𝘵𝘴 [ ۷۱ ]
    • وجود.
    • شنبه ۲۹ مهر ۰۲

    مهرنامه، اما نه زیاد.

    یه فیزیک ۴۴ دارم و زمین ۶۰. کافیه؟ فکر نکنم.

    احساس تنهایی می‌کردم ولی بعد از بیانش وضع بهتر شد، حداقل الان متوجهن چه احساسی دارم. مگه نه؟

    دلم می‌خواد فرار کنم به یه جای خیلی خیلی دور.

    و طبق معمول همیشه، دلم براش تنگ شده.

  • ۲
  • 𝘊𝘰𝘮𝘮𝘦𝘯𝘵𝘴 [ ۱۱ ]
    • وجود.
    • شنبه ۲۲ مهر ۰۲

    هوم.

    یه نفر خونه، خونواده و دوستاشو ترک کرده. یک دوستی از هم پاشیده شده، یک داستان نیمه تموم رها شده.

    و همه‌ش تقصیر منه.

  • ۱
  • 𝘊𝘰𝘮𝘮𝘦𝘯𝘵𝘴 [ ۷ ]
    • وجود.
    • چهارشنبه ۱۹ مهر ۰۲
    And that’s the thing about illicit affairs
    و این همون چیزیه که درباره عشقبازی های ممنوعس

    And clandestine meetings and longing stares
    و ملاقات های مخفیانه و نگاه های با اشتیاق (همون خیره شدن به هم که طول میکشه)

    It’s born from just one single glance
    این فقط از یک نگاه مختصر به دنیا میاد

    But it dies, and it dies, and it dies
    ولی میمیره، و میمیره، و میمیره

    A million little times
    یک میلیون بار کوچک
    𝘔𝘦𝘯𝘶
    𝘤𝘢𝘵𝘦𝘨𝘰𝘳𝘪𝘦𝘴